چهلچراغ (22)چند جرعه نور..

به خدا سوگند ، سزاوار رويشيم ..

وقتي شب گيسوانش را به صورت روز مي ريزد ، چشمه خورشيد ـ براي زماني محدود ـ مي

خشكد . آنوقت من و تو مي مانيم و تاريكي .

شب ، زماني است كه در فراق نور ، به انتظار مي نشينيم و در نبود خورشيد به فانوسي

متوسل مي شويم . حكايت من و تو حكايت مسافري است كه در سكوت شب هم بايد راه

برود . سفر اجباري است و زمان كوتاه . گامها آهسته است و صداي طپش قلبت را حس مي

كني كه مي گويد :

ـ بشتاب!!! از ميان آسمان ستاره قطبي را بياب تا راه را پيدا كني .

امشب بيا با زلال آب وضو بساز . قرآنت را به سينه بچسبان . چشمانت را ببند تا چشم دلت به

آسمان آباد پر بكشد .

وقتي دلت مسافر شد ، او را همراهي كن . سايه به سايه ! بگذار به سرزمين سبز دعا پا نهد .

چقدر خوبست زبانت نيز او را در اين سفر همراهي كند ...........و چشمت شايد چند قطره ياس

بر سنگفرش راهت بپاشد . آنوقت قرآن را باز كن . بهترين سوغات تو در اين سفر شبانه ، آيه

اي از نور است . فانوسي در ظاهر كوچك و در باطن بزرگ . اولين آيه صفحه را خوب بخوان .

دوباره بخوان و براي خودت بنويس . چقدر خوبست بنويسي كه با يافتن اين آيه به چه مي

انديشي ؟؟؟؟؟

راستي ! احساس ميكني چرا اين آيه سوغات سفر شبانه ات شده است ؟؟؟؟

عمه خانوم ..

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داداش

سلام ؛ خوبی ؟ مرسی که به داداش سر زدی . واسم دعا کن

abolfazl

با عرض سلام و احترام:لياقت همسفر شدن با ستاره ها و نيمه شب به ياد خدا بودن از نعماتی است که قلبی به صافی آب زلال رود ميطلبد. زندگی امثال حقير که در بهترين حالاتش اگر مرتکب معصيت نشوم با نت گردی می گذرد، جايی برای معشوق حقيقی باقی نگذارده است! ای کاش به مانند قلمت پاک بودم تا لياقت معاشقه با يگانه معشوق حقيقی در دل شب نصيبم می شد! من نا اميد نيستم و به دعای شما نيز اميد دارم. التماس دعا و موفق باشيد.

هدی

دلم واسه دعا کردن تنگ شده ...........

علي زارع ( جوان امروز )

جوان امروز داره مي ره ها . نمياي بدرقش ؟ شرمنده كه رابطه ي وبلاگي مون اينقدر زود تموم شد .

رضوان

سلامم را جوابی ده که در شهر تو مهمانم ..... غبارم را بيفشان تا به پايت جان بيفشانم ...،،،،،،،،‌...... زيبا می نويسيد ، زيبا . باشد که بتوان استفاده کرد . ...... منتظرتان در وبلاگ حقيرم خواهم نشست .

blacktulip

خلوت با قرآن و تمسک جستن به آن ، نيکو خلوتيست .هرزمان در آن حال شدين التماس دعا .... (چون من هروقت كه مي خوام با خداي مهربون گفتگو كنم و صداش رو بشنوم مي رم سراغ كتاب آسمانيم و چقدر هم كه با من قشنگ صحبت مي كنه اين خدا جونم جاتون خالي)

پرهام

سلام. خیلی کیف می ده که آدم تو دل شب با معبودش راز و نیاز کنه...منم مثل کیمیا...التماس دعا...موفق باشید

mehdi

سلام سلامی به زيبايی و درخشش ماهی که شب هنگام همان زمانی که تو تصميم به نوشتن ميگيری و قلب پر آشوب من را ارام ميکنی بر اسمان پر ستاره خود نمايی ميکند **پيروز باشی**

داداش

سلام ؛ چرا به من سر نميزنی ؟ دلم واست تنگ شده !! راستی اين متنتو خوندم . خوشگل نوشته بودی . يه کم واسه داداش کوچيکت دعا ميکنی ؟! راستشو بخوای ميخواستم به نيت حضرت زهرا دو رکعت نماز بخونم . ولی روم نشد . هر چی با خودم کلنجار رفتم ديدم که نميتونم . ميخواستم بگم . . . فعلن بای .

مسيحا

سلام اينجا كه ميام يه جوري ميشم يه احساس عجيب باور كنيد فقط خيلي پاكه خيلي. التماس دعا