چهلچراغ(31) اضطراب ، خودكشيي يا ؟....

به خدا قسم سزاوار رويشيم ...

وقتي بوي ستاره در نگاهم ميپيچد ، روحم جان ميگيرد . سقف نگاهم سياه است ، اما در

همان سياهي نيز ستاره اي چشمك ميزند و ستاره اي ديگر نرم نرمك حركت را مي آموزد .

شب است اما براي خود جويي ! از روز بهتر است . اينجا خوديت من ديگر سايه ندارد.

نور با صورتم بازي نمي كند . تنها فانوسي بدست دارم تا قدمهايم بيراهه نرود .

در قاموس قرآن ، شب هم معناي آرامش است و تنها كساني به آرامش مي رسند كه با شب

اُخت باشند . ما ـ انسانها ـ مي توانيم با خواب به آرامش برسيم . براي همين روي سنگ

قبرمان مي نويسند : آرامگاه ! البته اين بدترين فحش به زندگي است ! اين حرفها بماند ! .....

..... و همينطور مي توانيم زندگيمان را بستر آرامش كنيم . كسي كه با زندگيش دست به عصا

راه مي رود ، زمان را ـ و ارزش آنرا ـ فراموش كرده است .

نيكان ما آرامش را در كمال جويي مي ديدند . روح بلندشان تا هر شب قدمي برنمي داشت ،

آرام نمي شد . براي آنها ماندن ، اضطراب آور بود و در جازدن خودكشي !

وقتي صبح ميشد ردپاي حركتشان آرامشان ميكرد . نوش جانشان !...

همسفر شب نشينم !

آرامش را چگونه تعريف ميكني ؟ آيا شب برايت آرام بخش است ؟ حق همسفري آن است

كه به ما نيز (( آرامش )) را بياموزي .


عمه خانوم ..
**************************************
فردا سالگرد شهادت يكي از بندگان مخلص خداست ..
در سال 1326 در شهر ري متولد شد...پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در زادگاهش وارد دانشگاه شد و در سال 1354 تحصيلاتش را تا سطح فوق ليسانس در رشته معماري دانشگاه تهران به پايان رساند.در سال 1358 با آغاز كار جهاد سازندگي به عزيزان جهادگر پيوست و از اوايل سال 1358 فيلم سازي و تهيه برنامه هاي تلويزيوني را در گروه جهادسازندگي صدا و سيما آغاز كرد. مجموعه برنامه هاي به يادماندني خان گزيده ها حقيقت روايت فتح و سراب بخشي از فعاليت هاي10 ساله وي مي باشند.وي علاوه بر تهيّه مجموعه روايت فتح كار نگارش و گويندگي متن آن را نيز برعهده داشت. در سال 1371 با فرمان رهبر معظم انقلاب فعاليت دوباره خود را براي تهيّه و ساخت برنامه روايت فتح از سر گرفت و در بهمن ماه همين سال مجموعه تازه روايت فتح با صداي گرم و جان بخشش پخش شد.از سال 1367 همكاري اش را با حوزه هنري آغاز كرد و در سال 1369 سردبيري مجله هنري سوره را برعهده گرفت و در همين سال دفتر تحقيقات و مطالعات ديني حوزه هنري را بنيان گذاري نمود. وي بيش از يك سال عهده دار هدايت واحد سناريوي حوزه هنري بود.
او همچنان ماهيت فرهنگ و تمدن غرب را مي شناخت و مي دانست كه شناخت مباني نظري و فلسفي و سير تاريخي تمدن جديد لازمه مقابله با تهاجم فرهنگي غرب است.
عمق انديشه قدرت بيان و قلم زيباي او چنان بود كه مقام معظّم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي او را سيّد شهيدان اهل قلم خواندند و اين تعبير زيبا در كمال ايجاز و صراحت همه وجوه مختلف شخصيت آن شهيد را بازگو نمود.
او كسي نيست به جز .........

نام : سّيد مرتضي
نام خانوادگي : آويني
شهرت : سيد شهيدان اهل قلم
تحصيلات : فوق ليسانس معماري
ولادت : شهر ري 1326
شهادت : 20 فروردين 1372 ـ فكه
نحوه شهادت : انفجار مين
مزاريادبود : بهشت زهرا قطعه 29

برادرزاده ..
--------------------------------------------------------------------------------

/ 24 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميگم حالا .....

سلام ..... مطالبتون قشنگه فكر كنم فقط به اندازه يك بار اون هم فقط چند كلمه مهمون هم بوديم امروز كه اومدم اينجا ....... هم صداي اون دكلمه و موزيك برام جالب بود و هم مطلبتون در مورد سيد مرتضي ..... اما متاسفانه مطالب ديگه اي هم وجود داره كه از كنارش نميشه به سادگي گذشته ...... خدا همه ما رو به راه راست هدايت كنه و عاقبت به خير بشيم ..... خيلي دوست دارم شما رو تو وبلاگم لينك بدم اما فعلا به دلايلي لينك هيچ كس اونجا نيست نه اينكه بگم هر كي من لينكش رو بدم خيلي خاص ....... الحمدلله بر و بچه هاي اين وبلاگ از خودشون خوب لياقت نشون دادن كاش كه همه جوونهايي كه وقت رو ميكشن تا خودشون به مرگ برسن كاري مييكردن تا مفيد باشن ...... اگر ممكن فقط وبلاگتون رو از حالت غم خارج كنيد . همه ميدونن بچه شيعه ها عاشقن و عشق اقا تو خونشون هست اما خوب تغيير حال هم بد نيست راستي بالاخره ماموريت من هم به پايان رسيد و حكومت بعث هم سرنگون شد . اخرين نوشته من هم همين ديروز حاضر شد . موفق باشيد التماس دعا

amirabbas

به راستي چه افتخاری بالاتر از اسماني شدن در فکه و چه افتخاری شور انگيز تر ازخطاب قرار گرفتن به عنوان سيدشهيدان اهل قلم از سوی پير ومراد مقتدايمان.

gholi

عمه خانوم بايد يواش يواش چلچراغو هزار چراغش کنی....ايول

تابان

سلام . اميدوارم خوب باشيد . يک سوال دارم که خوشحال می شوم جوابش را بگيرم . چرا سر در وبلاگتون نوشتيد ((ورود دخترها و پسرها ممنوع !)) ؟! نمی دونم چرا وقتی اين جمله را ديدم يادم افتاد به اينکه توی امريکا پشت در بعضی از هتل ها و رستوران ها نوشته (( ورود سگها و ايرانی ها ممنوع !)) شما بگويد . شما که اهل عشق مولاهستيد ، آيا اين دو ديدگاه تفاوت زيادی با هم دارد ؟! در جايی که خدای يگانه آسمانها و زمين می گويد : (( بهترين شما با تقواترين شماست ! ))

کیمیا

سلام...اولاْ رنگ وب لاکت رو برو عوض کن..زشته ! دوماْ اينجا معلوم هست مال کيه ؟يه روز عمه مينويسه يه روز هم برادرزاده مکه اين برادر زاده واسه خودش وب لاگ نداره که هی مياد اينجا مينويسه ؟سوماْ هيچی...خوش بگذره...به اين برادر زاده بگو اينقدر اين عمه ما رو اذيت نکنه وگرنه من ... ميشما :((

حسان

با سلام ان شاء الله كه موفق باشيد. همانطور كه بعضى از دوستان هم تذكر دادند، به نظر مى رسد رنگ صفحات تغيير پيدا كند و يا متنوع شود بهتر است. ضمناً ورود دخترها و پسرها + مادرها و پدرها و عمه ها هم آزاد شود. يا حق حسان

lonelymaryam

سلام ميخاستم بگم خيلی ديونتم هر کی هستی باش دوست دارم و ازت التماس دعای شهادت دارم خوشهال میشم بهم میل بزنی الاقل الحقیر منتظر القائم همراز

محمد

سلام خوب وبلاگی دارین فقط اگه اسمشو عوض کنین خیلی بهتره یا حق