ابر و تپه شنی(قسمت اول).و يک ماجرای عجيب

اين داستان را با صداي بلند بخوانيد.

ابر جواني در ميان طوفان عظيمي بر فراز مديترانه به دنيا آمد.اما فرصتي براي رشد در آن منطقه نيافت . باد عظيمي تما م ابرها را به سوي افريقا راند.
همين كه به قاره افريقا رسيدند آب و هوا عوض شد : آفتاب تندي در آسمان مي درخشيد و در زير شن هاي خشك صحرا ديده مي شد .باد آنها را به سوي جنگل هاي جنوب راند .در صحرا هيچ باراني نمي باريد.
بنابراين ابر هم مثل انسانهاي جوان تصميم گرفت از پدران و دوستان پيرش جدا شود و به كشف جهان بپردازد
باد اعتراض كرد : چه كار مي كني ؟ صحرا همه جا يك شكل است ! به گروه برگرد تا به مركز افريقا برويم.آن جا كوه ها و درختان زيبايي وجود دارد !
اما ابر جوان و عاصي توجهي نكرد . كم كم ارتفاعش را كم كرد تا سر انجام نزديك تپه هاي شني پشت نسيم ملايمي نشست . پس از مدت درازي متوجه شد كه يكي از تپه ها به او مي خندد.
تپه هم جوان بود .باد تازه آن را شكل داده بود . همان جا عاشق تپه شد.
- روز بخير .زندگي در آن پايين چه طور است ؟
- با تپه هاي ديگر خورشيد باد و كاروانهايي هم صحبتم كه هر از گاهي از اين جا مي گذرند. گاهي گرمم مي شود اما تحمل مي كنم . زندگي در آن بالا چه طور است ؟
اين جا هم باد و خورشيد كنارم هستند اما حسنش اين است كه مي توانم در آسمان بگردم و با چيزهاي زيادي آشنا بشوم. ............

**************************************************************
از اين به بعد من فقط در اين جا می نويسم.
عمه استفا داد.البته من با کمک ايشونتوانستم پسورد اينجا رو عوض کنم.



4.gif و البته چون از اين کارها بلد نبودم.
منتظر اتفاق های بعدی باشيد
برادرزادهb.gif

/ 17 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبي

سلام. هرچه زود تر سنگر رو خالي كنين. كه عمه خانم بر ميگرده....

سکرتر

گويا ايشون استعفا ندادن هنوز.... پی ام هم نبايد داد... البته اگه عمه خانوم استعفا بدن و اين قضيه به استعفای مامان وبلاگ ها (زينب خانوم) همراه باشه... چه شــــــــــــــــــــــــــــــــــــود... احتمالا اون موقع مديران پرشين بلاگ هم استعفا بدن!

يار آشنا

ما استعفا مستعفا!‌ حاليمون نميشه ها!

کیمیا

سلام ..ميبينم که عمه خانم تو آستين خودشون دارن مار پرورش ميدن...يعنی چيييييييی ....ما اين حرفا حاليمون نيست...زود اينجا رو خلوت کنيد که عمع خانم خودشون کلی حرف واسه گفتن دارن...وگرنه يک حک و حک بازی ای راه بندازم که خودتون کيف کنيد.... خواهيم ديد ...

faezeh farari

سلام.به خدا شوخی بود.عمه.

faezeh

اينجانب فائزه ع ـ ک از هميت جا اعلام می دارم که اين کار کار من نبوده و کسی برای لج کردن من با عمه اين کار را انجام داده است.هر گونه شايعاتی را تکذيب ميکنم و پسورد را حک فرموده است.

زهير

آقا من چی کاره بيدم آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/!!!!!!!!!!ولی خودمونيم ها کف همتون کره شده.هه هه هه

یوسف

بابا چه خبره؟ کودتا شده؟ فائزه خانم فکر کنم اين عمه اينقدر که من بهش تيکه انداختم که چرا شما نيامديد مشهد اينجوری شده ها... راستی ياد اون قضيه کودتای امير قطر افتادم .... :)) ديده بان شوخ!!

زهير

قابل توجه بعضي از آقايون و خانمها.ديكته صحيح اسم من اينجوريه:زهير.با تشكر.