تو همانی شايد......

تو همانی شايد.....
تو همان آمده از راه دراز ...
تو همان آمده از جنگل سرسبز مه آلود خيال
تو همان يک کس خوب قصه های مادر....
تو همان حادثه ای ......
تو ...........همانی شايد
با تو شايد بشود داد به باد
همه آنچه که بود و هراسان نشد از هر چه که هست
با تو شايد بشود عاشق شد.........
من صداقت را ميشناسم ديريست و صميميت و چه تلخ ميدانم
دل هر کس دل نيست ....
وای اگر باز سرابی باشی ؟؟؟؟
وای اگر باز خيال کس خوبی باشی ؟؟؟؟
دلم از اين همه ناباوريم ميگيرد.......
باز اما با خودم می گویم....................
تو همانی شايد..............

/ 8 نظر / 31 بازدید
faezeh

hey bazigar gerye nakon ma hamamon mesle hamim /sobha ke az khab pa mishim neghab be sorat mizanim/age ashegh shodi eteraf kon /en chizha cheye minevisi?

parviz

با ما به از آن باش كه با خلق خدايي

kando

salam.mamnon az inke be ma sar zadi bazam neveshtat jaleb bod az tarifet ham mamnonam .movafagh bashi.omidvaram dobare az nazarat estefade konam

mona

salamkheili ziba minevisi az ashnaeet khosh hal shodam moafagh bashi

mona

salamkheili ziba minevisi az ashnaeet khosh hal shodam moafagh bashi

كشيش

زيبا بود همچو اشك خداوند.و خداوند به هنگام عاشقي مخلوقش.....از سر شوق....رقصنده در طوفان......مي گريد.

نجوا

بسیار قشنگه مدتهاست دنبال سراینده این شعر می گردم

نجوا

بسیار قشنگه این شعر - این شعر و دوستی برای من چندین سال پیش روی سر رسیدم نوشت - شما سراینده اصلی این شعر را می دانید کیست ؟؟