چهلچراغ(13)ديدني ديگر ..

حق شهيد....

چرا و به چه علت حق شهدا از حق ساير خدمتگزاران بيشتر و عظيمتر است ؟

البته دليل دارد . همه گروهها ي خدمتگزار ديگر، مديون خدمت شهدا هستند . ولي شهدا مديون آنها نيستند يا كمتر مديون آنها هستند ـ عالم در علم خود ـ فيلسوف در فلسفه خود ـ مخترع در اختراع خود ـ و معلم اخلاق در تعليمات اخلاقي خود نيازمند محيطي مساعد و آزادند تا خدمت خود را انجام دهند و ولي شهيد آن كسي است كه ، با فداكاري و از خود گذشتگي خود ، و با سوختن و خاكستر شدن خود محيط را براي ديگران مساعد ميكند .

مَثل شهيد ، مثل شمع است و خدمتش از نوع سوخته شدن و فاني شدن و پرتو افكني است ، تا ديگران در اين پرتو كه به بهاي نيستي او تمام شده بنشينند و آسايش بيابند و كار خود را انجام دهند .

آري شهدا شمع محفل بشريتند .


آنان سوختند و محفل بشريت را روشن كردند . اگر اين محفل تاريك مي ماند ، هيچ دستگاهي نميتوانست كار خود را آغاز كند و يا ادامه بدهد .

*************************************************
************************************************
به خدا سوگند ، سزاوار رويشيم ..

زيباست كه در اين سفر من در نجواي هميشگيم و تو در خلوت خود . چشم هايمان همديگر را

نمي بيند، اما دلمان هم كاروان است . من به اين سفر شوق دارم و تو نيز . راستي جكايت

چشم ، تنها ديدن نيست . در نديدن چشم ها نيز ظرافتي است . وقتي دو پلك را با هم آشنا

مي كني ، مردمك ها از ديدن مي ايستند اما در آن زمان هنوز اطراف را حس ميكني .

تو تنها با دو چشم نمي بيني . چشم ديگري هست ترا با ناديدني ها آشنا مي كند ، اما حيف

كه برخي به آن چشم بند زده اند .

امشب در خنكاي انديشه ات دل به سفر بسپار ، چشم هايت را ببند و براي لحظاتي به سكوت

بيانديش . به رود بيانديش كه چگونه براي سكوت لالايي مي خواند اما خود مي رود .

نه .....بهتر است به خودت بيانديشي . تو نيز در سكوت شبانه ات ـ مانند رود ـ در حركتي . در

حركت بودن خود يك نعمت است .

امشب بيا و با من به يك واژه بانديش . به واژه اي ژرف كه از صندوقچه قرآن برداشته ام .

(بصيرت )..


آيا بصيرت تنها همان ديدن است ؟
آيا ميتوانيم در اين سفر جزء اصحاب بصيرت باشيم ؟

عمه خانوم ...

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهير

سلام.چشمم روشن ديگه مثل ما از شهدا مينويسيد؟پس چي شد اين ويرايش ما؟مرديم بابا.

یاس

سلام عمه خانوم .... اين فائزه زندست يا سرش رو زير آب کردی ؟؟؟ :)) کوشش اين بشر ديگه خبری ازش نيست ؟؟؟ ماه رمضون هم که تموم شد اون هنوز نيومده !

علی

حق شهيد را به خوبی پاس بداريم...دستت درد نکنه

قلی

عمه خانوم اگه ما هم اونوقتا بوديم با اين مشتی گری ممکن بود شهيد بشيم؟

ehsanjoonam

برخيز به آواز قناري خوانيم.............................

niloufar

بصيرت با چشم دل ديدن است...

مجهول

سلام // عجالتا عرض شود که «بصيرت» هر چه هست، باشد. ما نسبت به لوگوي شما بصيرت نداريم! خراب شده اگار... لطفا تصحيحش کنيد. يه جاي خوب آپلودش کنيد... مخلص :)

mehdi

سلام خيلی خوشحالم کردی که پيشم اومدی راستش دلم برای شما تنگ شده بود ميدونی آخر ترمه امتحانها داره شروع ميشه الان ۳ماه کرمانم بايد تا ۲۳ دی بمونم دلم برای تهران تنگ شده به فائزه خانو سلام برسونيد