سفر و برف

می خواهم فکر نکنيد حالا که عمه خانوم نيست من اينجا رو تصاحب کردم .نه.من می خواهم باز از خودش بگم که چقدر مهربونه و تا آخرين لحظه تلاششو کرد تا منم با خودش ببره اما نشد.حالا غصه و غم ديگه رفته چون داره برف می آيد و می خواهم از سفر اونها بنويسم .
اول که با عمه خانوم حرف زدم هنوز توی راه آهن بودند و معلوم شد بليط شون ساعت ۸ است .
و هنوز چند تا از بچه ها نيو مده بودند.من با چند نفر شون حرف زدم و اونها هم خيلی ناراحت بودند که من نيومده بودند.
و امروز که همه حالشون خوب بود و داشتند برای ناهار به رستوران می رفتند.
و البته حرم که خيلی شلوغه و اينکه زيارت کرده بودند.
خوش به حالشون.
اگر بازم باهاشون حرف زدم براتون می نويسم.
*************************************************************
مردی با ياعوشا بن کار چاه مصاحبه می کرد:

<چرا خدا از راه بوته خار با موسی (ع)صحبت کرد؟>

<اگر هم درخت زيتون يا بوته تمشکی را انتخاب می کرد همين سوال را می کرديد.اما سوال تان را بی جواب نمی گذارم .خدا بوته خار بی چاره و کوچکی را انتخاب کرد تا بگويد بر روی زمين جايی نيست که او حضور نداشته باشد.>

اين داستان رو از کتاب <پدران .فرزندان.نوه ها>نوشتم.تاب جالبی است از نويسنده مشهور پائولو کوئليو.اميدوارم که بخونيد.
برادرزاده

/ 26 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سايموند

سلام! جای شما هم خالی بود. اول کار يه زنگ به عمه خانم زدين. بد نبود آخر کار هم يه زنگ بهشون ميزدين ببينين با اولش چه فرقی داشت!

ahmad

سلام به عمه و فائزه...بابا اين عمع هم برگشت که...پس مطلب جديد چی شد؟؟؟؟...عيد مبارک...خوش باشيد.

fateme

سلام عيدت مبارک ..

حامد

پس بگووووووووووووووو! تازه دارم ستون پنجم رو شناسايي مي‌کنم! اين عمه‌ام شده عامل اجنبي! راپرت ملت رو ميداد حالا:D

علي زارع ( جوان امروز )

سلام . بعد از يه مدت دوري از وبلاگ نويسي يه مطلبكي در مورد سفر مشهد نوشتم . خوشحال مي شم قدم رنجه كني و به ما يه سر بزني . ممنون و التماس دعا .

دل شده

سلام....کجا رفتين شماها.نکنه ....حق يارتون

كورش

سلام. سري به ما بزن. شايد پشيمان نشوي.

داداش

سلام ؛ وای نميدونی چی شد !!!! امشب يکی از دوستام منو برد تو يدونه از اون سايتها !!!! سايتهای جناح راست رو ميگم بابا . يه چيزی ديدم داشتم شاخ در مياوردم . بعدن واست تعريف ميکنم .

پیرمغان

چندي پيش مطلبي به نقل از روزنامه ايران مورخ 27 دي ماه 1381 در رنگين كمان(www.ranginkaman.com) منتشر شد كه در آن يك دختر 13 ساله هموطنمان كه بر اثر ابتلا به نوعی بيماری نادر، ريه خود را از دست داده است جهت درمان و اعزام به كشور فرانسه تقاضاي همكاري و مدد از همه ايرانيان نموده بود. به دنبال انتشار اين گزارش در سايت رنگین کمان(www.ranginkaman.com) خوشبختانه تعدادي از هموطنانمان ازداخل و خارج كشور با ما تماس گرفتند تا در مورد چگونگي كمك به اين دختر بچه اطلاعات بيشتري كسب نمايند. ما نيز بنابر احساس وظيفه تصميم گرفتيم جزئيات بيشتر اين ماجرا را از زبان مادر اين دختر بچه جويا شويم كه به اين ترتيب گزارش اختصاصي رنگين كمان (www.ranginkaman.com) را از پيش رو خواهيد گذراند...