حكمت (هفتم ) ..

و درود خدا بر او ، فرمود : پسرم ! چهار چيز از من يادگير ( درخوبيها ) و چهار چيز به خاطر بسپار ( هشدارها ) ؛ که تا به آنها عمل ميکنی زيان نبينی. خوبيها :

۱- همانا ارزشمندترين بی نيازی عقل است . ۲- و بزرگترين فقر بی خردی است ؛ ۳- ترسناک ترين تنهايی خودپسندی است ؛- ۴-  گرامی ترين ارزش خانوادگی ؛ اخلاق نيکوست .

هشدارها ؛ ۱-پسرم ! از دوستی با احمق بپرهيز ؛ چرا که ميخواهد به تو نفعی رساند اما دچار زيانت ميکند .۲- از دوستی با بخيل بپرهيز ؛ زيرا آنچه را که سخت به آن نياز داری از تو دريغ ميکند . ۳- و از دوستی با بدکار بپرهيز ؛ که با اندک بهايی تو را ميفروشد ۴- و از دوستی با دروغگو بپرهيز ؛ که او به سراب ماند : دور را به تو نزديک ؛ و نزديک را دور مينمايد .

و درود خدا بر او ، فرمود : عمل مستحب انسان را به خدا نزديک نمی گرداند ؛ اگر به واجب زيان رساند .

و درود خدا بر او ، فرمود : زبان عاقل در پشت قلب اوست ؛ و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد .

و درود خدا بر او ، فرمود : قلب احمق در دهان او ؛ و زبان عاقل در قلب او قرار دارد .

و درود خدا بر او ، فرمود : خوشا به حال کسی که به ياد معاد باشد ؛ برای حسابرسی قيامت کار کند ؛ با قناعت زندگی کند ؛ و از خدا راضی باشد .

********************************

و اما حرف خودم :

نظره شما در مورد اين مصرع چيه ..........

من که ميدانم شبی عمرم به پايان ميرسد ....

من که ميدانم شبی عمرم به پايان ميرسد ..........پس چرا !!!!!!!!!

پس چرا هی الکی ميشينيمو غصه روز و شبمونو ميخوريم ....

پس چرا هی فکر ميکنيم که اون چيزايی که خواستيمو بدست نياورديم .....

پس چرا هی با خودمون ميگيم ما خيلی چيزا کم داريم ...............

پس چرا هی خودمونو با زندگی اينو اون مقايسه ميکنيم ..........

پس چرا هی منتظريم يه اتفاق غيره منتظره بيفته ............

پس چرا هی غصه دار باشيم تا مطرح بشيم ..............

پس چرا هی با اينو اون سره مسائل الکی بحث ميکنيم دعوا ميکنيم .......

پس چرا هی ميخوايم يه کاری کنيم که زبون زد عام و خاص بشيم ............

و هزار تا پس چرای ييييييييييييييی  ديگه ..................

شما چند تا پس چرا دارين ..........................؟؟

ميلاد منجی عالم بشريت مبارک ...

عمه خانوم ...

/ 32 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غریبه نیستم

ديگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی ....با من ز درد حادثه صحبت نمی کنی

چشمه

منظورت رو از اينكه نوشتي عمرم به پايان ميرسد نفهميدم. اگه اين پس چراها درست بشه خيلي پس چراهاي ديگه هم معني پيدا ميكنه مثلا پس چرا هر روز نماز بخوانم ؟ ماه رمضان روزه بگيرم؟ به فكر كمك به مردم باشم؟ و ... مسأله اينه كه اون فرض غلطه و عمر من به پايان ظاهريش ميرسه ولي حيات ادامه داره. و همه حركات زندگي با هدفي در جريانه كه ربطي به پايان پذيرفتن عمر نداره.

سلمان

سلام ....... منکه ميدونم می ميری!

سلمان

اشتباهی شد اون بالا !!!! همينجوری در رفت يهو ........ گفتم من که ميدونم بايد مرد!!! پس چرا وبلاگ ننوشت ؟؟؟؟

مهدی

سلام از وبلاگ شما بازديد کردم. حکمتهای نقل شده برايم جالب بودند. کار قشنگی است. خوشحال می شويم اگر به وبلاگ ما هم سری بزنيد. يا علی

سیدعلی

سلام. اين توپولو کوچولوی ما (صاحب وبلاگ امروزهای من که برايش نظر گذاشته بودی) خيلي هم، کوچولو نيست. / بعد اينکه همه سوال ها با چرا شروع نمی شوند، کلمات پرسشی ديگر هم کاربرد دارند....

نجمه

گرچه که دير به دير می آم ( بازم بهتر از شماست که اصلا نمی آیید )هر وقت می آم همونيه که بايد باشه هميشه همونی رو نوشتی که بايد به يادم بياد .من۱۰ تا چرای ديگه الان به ذهنم رسيد بعد بازم فکر می کنم .اگر عمری باقی باشه !

بی نام

من که ميدونم هيچ شبی عمرم به پايان نمی رسه. من قراره روز بميرم. زير هرم آفتاب.آفتاب داغ تابستان. تابستان جنوب.