تو همانی شايد......




تو همانی شايد.....
تو همان آمده از راه دراز ...
تو همان آمده از جنگل سرسبز مه آلود خيال
تو همان يک کس خوب قصه های مادر....
تو همان حادثه ای ......
تو ...........همانی شايد
با تو شايد بشود داد به باد
همه آنچه که بود و هراسان نشد از هر چه که هست
با تو شايد بشود عاشق شد.........
من صداقت را ميشناسم ديريست و صميميت و چه تلخ ميدانم
دل هر کس دل نيست ....
وای اگر باز سرابی باشی ؟؟؟؟
وای اگر باز خيال کس خوبی باشی ؟؟؟؟
دلم از اين همه ناباوريم ميگيرد.......
باز اما با خودم می گویم....................
تو همانی شايد..............



eli _a_kop

[ خانه | آرشيو | پست الکترونيکي | پرشين بلاگ ]