چهلچراغ (7) بزرگترين جنايتكاران ..




به خدا سوگند ،سزاوار رويشيم ..

وقتي در گهواره برايمان لالايي مي خواندند ، چشم هايمان مست خواب شد. گهواره از حركت

ايستاده بود و ما از بيداري !

اين خاطره شيرين كودكيمان بود ...و زمان گذشت . هر چند قامت كشيديم اما گهواره نيز قد

كشيد ! اگر بخواهيم با خود صادقانه سخن بگوييم ، بايد اعتراف كنيم كه هنوز ميل به خواب

داريم . چشم هايمان خيلي زود تسليم پلك ها ميشود و صداي خرّو پف غفلت

بيداريمان را به خواب وا ميدارد.

ويروس غفلت چنان برخي از ما را تسخير كرده است كه براي خواب نياز به لالايي

هم نداريم !!!!!!

بيا باز به عقب برگرديم . وقتي آمديم ، گنجينه هدفمان خالي بود . گريستيم . مادر به جاي

هدف به ما شير داد.هدفمان نورس ماند اما ما زبان باز كرديم و سخن گفتيم .

آنروزها دست خودمان نبود . ديگران را هم مقصر قلمداد كردن هنر نيست . اما امروز ماييم و

توانمندي هايي منحصر به فرد . ديگر مي توانيم فعل (توانستن ) راصرف كنيم . امروز

اگر اهل چرت زدن باشيم و هنوز بي هدف شب و روز را به هم بدوزيم ، بزرگترين

جنايتكارانيم
.

ديگر ، ديدن آسان است و البته خوب ديدن هنر .ديگر براي حركت تاتي تاتي نمي

كنيم . مي توانيم به جاي راه رفتن ، بدويم و به جاي ايستادن در برابر مشكلات از روي آن بپريم .

امشب بيا و با من بينديش :

هدف از زندگي چه بود ؟

هدف از ادامه زندگي چيست ؟

و بنويس آنوقت ميتواني با كمال صداقت به خودت نمره بدهي . قبولي هاي بالاتر از 15

براي ديگران دعا كنند .


عمه خانوم ..




eli _a_kop

[ خانه | آرشيو | پست الکترونيکي | پرشين بلاگ ]